وصل امید به بند تنبان یک حزب اللهی لیبرالیسم نیست

بهانه های آبگوشتی از گرگ ها بودا نمیسازد! ماکیاولیسم را با نشان فروهر همراه کردن زرنگی نیست, بلکه یا خریت است یا نشان از انحطاط کامل یک ملت دارد!
آویزان شدن به ریش فلان آخوند سیاست نیست, وصل امید به بند تنبان یک حزب اللهی لیبرالیسم نیست و شیرجه زدن به ابتذال جهش قهرمانانه نام ندارد!
در همان دوران جنبش سبز پیش بینی کرده بودم که مردمی که اینگونه جنایات موسوی را یک شبه فراموش میکنند, روزی هم از همین احمدی نژاد فرشته آزادی خواهند ساخت! امروز میبینم که تنها اشتباه پیشبینی ام این بود که فکر میکردم برای تحمیق جدید مردم ما ۱۵ سالی حدودا زمان لازم باشد!
گویا زیادی روی مردم حساب باز کرده بودم! دیدم یک آقایی شروع کرده به نام لیبرالیسم از احمدی نژاد قهرمان ساختن و یک گله از ایرانیان هم ذوق زده برایش کف میزنند!!
داشتم مینوشتم که برایم دیدن این چیز ها غم انگیز است ولی هنگام نوشتن این مطلب متوجه شدم که دیگر احساسی ندارم! نه عصبانی هستم و نه غمگین! گویا دیگر این مردمان نمیتوانند من را با حماقت و بی وجدانی خود شگفت زده کنندو ناخود آگاه به این کج فرهنگی عادت کرده ام!
خوشحالم که از بسیاری از این افراد دور هستم! امیدوارم هر روز کمتر مورد توجه این مردمان باشم و از من بدشان بیاید!
روز زیبایی است. هوا گرم و دلچسب است. چند روزی بیمار بودم و خانه نشین. امروز کمی بهتر شده ام و حس خوبی دارم. خوشحالم که راه خودم را میروم و از تکروی ابایی ندارم.
خسرو فروهر, خرداد ماه ۲۵۷۶ شاهنشاهی ایرانی

 

2 نظر در ”;وصل امید به بند تنبان یک حزب اللهی لیبرالیسم نیست“

  1. به دین گفت:

    درود،خسرو جان میشه ازطریق تلگرام بگی که یکشنبه چرا برنامه نداشتی حدس خودم اینه که برای فایل صوتی که راجع به دوست خانوادگی خمینی ینی امین اله پسرناهیدخانم بودولی که منتظر پاسخ به پرسش هات بودی ماهم منتظربودیم تااینکه الان هم برنامشوبادوقلوش شروع کرده واینبارازاولش شروع به حمله کردن به رضاشاه کبیر حالا نمیدونم تکراریه یانه چون برنامه هاش مثل معمای شاه چندش اوره نیگا نمیکنمپرسش اصلیم اینه ایا فردابرنامه خواهی داشت سربسته بگم که دیگه ازبرنامه های اندیشه به تنگ امدم ومشکوکم

  2. یورک گفت:

    نا آگاهی و بی سوادی و عدم به کارگیری قدرت تفکر و تعقل در مردم ما متاسفانه اپیدمی و فراگیر شده ، برگشتیم تاریخی زدیم به دوران قاجار و تنها تفاوت در اینه که شیک تر و خوشکل تر لباس میپوشیم … ولی مغزها تهی هست و دل ها سیاه…
    حیف که برای سرکوبی اراذل و اوباش و دزدهای سر گردنه و بیت المال و غارتگران نفت و منابع انسانی و طبیعی این مملکت دیگه رضا خانی نیست که مثل مرد جلوی این ها بایسته…
    فتیله مردم ایران رو به پایان و عمر همین نیمچه آزادی های نسبی هم که سلیقه ای سرکوب میشن داره به سر میاد …
    یاد شعری از محمدعلی بهمنی افتادم در وصف مردم:

    در این زمانه بی های و هوی لال پرست
    خوشا به حال کلاغان قیل و قال پرست

    چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
    برای این همه ناباور خیال پرست؟

    به شب نشینی خرچنگ های مردابی
    چگونه رقص کند ماهی زلال پرست

اضافه کردن نظر